مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1161

طب اكبرى ( فارسى )

گويند . چهارم ، آنكه دراز و كج بود و آن را قرونا خوانند . پنجم ، آنكه متقيّح بود و چرك و ريم او را پالايد و اين را طرسيوس نامند . سبب تولد ثولول ، خلط غليظ خشك بلغمى است كه در رگهاى خرد تحليل يافته و خشك گرديده باشد يا خلط سوداوى يا مركب از سودا و بلغم كه طبيعت به ظاهر بشره مندفع ساخته باشد . علاج : اگر ثاليل بسيار بود و خون غالب باشد ، فصد كنند و بعده [ يعنى پس از آن ] نضج ماده نمايند به ماء الاصول و روغن بادام . و پس از آن جهت اسهال ، مطبوخ افتيمون و ديگر مخرجات بلغم و سودا دهند و همگى عنايت در ترطيب مزاج فرمايند به اغذيهء مرطبهء جيد الكيموس . و ادويه كه ثولول را ساقط كند اين است : بورهء كهربا بورهء خرنوب با بورهء آس « 1 » بمالند يا سياه‌دانه . و نمك با سركه . و بايد كه هميشه ثاليل را به روغن گل و چربى مرغ و بط و غيره چرب دارند و مىتوانند كه آن را ببرند يا قطع نمايند يا ادويهء حاره چون زرنيخ و آهك و زراريح و اشخار و شيرهء يتوعات . و يتوع ، هر نباتى است كه محرق و مسهل و مقطع بود . [ 1526 ] نوعى است از ثاليل كه آن را « عدسيه » و « حنطيه » گويند و وى بر پيشانى و رو حادث شود امّا عدسيّه ، زرد و پهن بود و حنطيه ، بر شكل گندم باشد و دراز و مايل به سرخى . علاج : تنقيهء بدن نمايند اگر ماده بسيار بود و قيروطى و صمغ بطم و صمغ آلو و مويزج و شيطرج طلا نمايند به هم سرشته بدين نوع كه صمغ را در موم روغن بگدازند و باقى ادويه [ را ] كوفته و بيخته [ و ] در آن بسرشند و استعمال كنند . و كندش و كبريت و بوره به سركه سود دارد . و كزمازو نرم كوفته و بيخته به سركه برو بندند چند نوبت تا از بيخ بركنده شود .

--> ( 1 ) . مصحح گويد : چنين تعابيرى در منابع داروشناسى يافت نشد و پس از رجوع به متن كتاب « شرح الأسباب و العلامات » معلوم شد كه حكيم ارزانى ، اين قسمت را اشتباه ترجمه نموده يا نسخهء او محرّف بوده است ؛ چون در متن شرح الاسباب چنين است : « يطلى به ورق الكبر أو الخرنوب أو الآس » كه يعنى با ورق اينها نه بورهء اينها . م .